عبد الجليل قزوينى رازى
89
نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )
اوّلا عذر بلحسن فرات نمىخواهيم « 1 » اگرچه در كتب شيعه نامى و معرفتى دارد و معلوم ما است كه چه مذهب و اعتقاد داشت و از بزرگى « 2 » بحدّى بود اين بلحسن فرات كه وزير خلفا بود و بحترى شاعر را در مدح او قصايد است و اين ابيات در مرثيهء دخترش مىگويد « 3 » شعر : أبا حسن انّ حسن العزا * أ عند المصيبات و النّازلات يضاعف فيه الاله الثّوا * ب للصّابرين و للصّابرات و منزلة الصّبر عند البلاء * كمنزلة الشّكر عند الهبات و من نعم اللّه لا شكّ فيه * حياة البنين و موت البنات لقول النّبىّ عليه السّلا * م : دفن البنات من المكرمات « 4 » و معتقد و شيعى بود بخلاف آنكه خواجه گفته است تا معلوم باشد . امّا آنچه از كثرت مال و نعمت او حكايت كرده است و شرح داده يا مالى حلال بود يا حرام ، اگر مالى حلال بوده است و از وجوهى مستحقّ بدست آورده بر وى بر آن وبالى و نكالى نباشد ، و چون ازو بستانند مستحقّ ثواب و عوض باشد اگر مؤمن و مقرّ و معترف بود ، و اگر مالى حرام بود [ كه ] از مسلمانان در مدّت وزارت خلافت بظلم و قهر بستده وزر و و بال و نكال آن بيشتر با گردن « 5 » اين خليفه باشد كه مستحلّى « 6 » ظالمى را بر سر مسلمانان گذارد « 7 » و تمكينش دهد تا مالهاى مسلمانان بناحق جمع مىكند يا به گردن آن جماعت كه اجماع كنند بر خليفهء سه ساله و بىعقل و زنى ناقص عقل تا وزيرى مستحلّ عالم خراب مىكند ، و اگر
--> ( 1 ) - ع م ب د : « نمىخواهم » . ( 2 ) - ح د : « و در بزرگى » . ( 3 ) - اين ابيات در جلد اول طبع دوم دار المعارف مصر ديوان بحترى با اين عنوان هست « و قال يعزّى أبا الحسن بن الفرات عن ابنته » ( ص 151 ج 1 ) ( 4 ) - حسن كامل صيرفى كه ديوان بتحقيق او تصحيح و چاپ شده در ذيل اين بيت گفته : « هذا حديث ليس بالصحيح دائر على ألسن الناس ( راجع كشف الخفاء و مزيل الالباس للعجلونى 1 : 407 ) » و در آن صفحه بتفصيل از آن بحث شده است . ( 5 ) - ح د : « در گردن » . ( 6 ) - ث : « مستجلى » ح د : نيز اصلا ندارند و مراد از « مستحلّ » كسى است كه اموال مردم و محرّمات دين را حلال ميشمارد ، در كتب لغت گفتهاند : « استحله - اتخذه و عدّه حلالا ، و منه : استحلّ الحرام » . ( 7 ) - ح د : « گمارد » و عبارت اين دو نسخه بهتر و مناسبتر است .